X
تبلیغات
پیام تسلیت - کاش آن شب را نمی آمد سحر

کاش آن شب را نمی آمد سحر

 کاش گم در راه پیک بد خبر

 ای عجب کان شب سحر اما به ما

 تیره روزی آمد و شام دگر

 دیده پر خون از غم هجران و او

 با لب خندان چه آسان بر سفر

 ای دریغ از مهربانی های او

 دست پر مهر آن کلام پرشکر

 غصه ها پنهان به دل بودش ولی

 شاد و خرم چهره اش بر رهگذر

 در ارزان زان ما بود ای دریغ

 گنج پنهان شد به خاک و بی ثمر

 تا پدر رفت آن سحر از پیش رو

 بی نشان را خاک تیره شد به سر

+ نوشته شده توسط سعید محمدی در سه شنبه پنجم مرداد 1389 و ساعت 3:7 |